الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

751

علل الشرايع ( فارسي )

حضرت فرمودند : وقتى فرشتگان كه فرستاده حق تبارك و تعالى بودند بر لوط و خانواده اش وارد شدند لوط به آنها فرمود : شما اشخاص ناآشناييد و من هيچ شما را نمىشناسم . فرشتگان پاسخ دادند : ما بر انجام وعده عذاب كه قوم تو در آن شك و انكار داشتند فرستاده شده‌ايم و به حق و راستى به سوى تو آمده و به تو گوشزد مىكنيم قوم خود را از عذاب الهى بيم بده و آنچه مىگوييم راست و صدق محض است ، مأموريم به تو بگوييم : پس از هفت شبانه روز ديگر تو و جميع خانواده ات مگر همسرى كه دارى شبانه از اين ديار بيرون رويد و احدى از شما برنگردد و در همان شب بدان سو كه مأموريد به سرعت روان شويد . حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : فرشتگان اين فرمان را به لوط اعلام كردند كه اين قوم تا آخرين نفر صبحگاه هلاك خواهند شد ، بعد امام عليه السّلام اضافه فرمودند : بامداد روز هشتم خداوند متعال فرشتگانى را به سوى حضرت ابراهيم فرستاد و او را به اسحاق بشارت داده و بدين ترتيب او را به واسطه هلاكت قوم لوط تسلَّى دادند و آن فرموده حق تعالى است در قرآن كه مىفرمايد : و آنگاه فرستادگان ما بر ابراهيم خليل به سلامتى بشارت آوردند و او را سلام گفته و از او پاسخ سلام شنيدند ، آنگاه ابراهيم براى آنها از گوشت گوساله كبابى مهيّا كرد . مقصود از « عجل حنيذ » گوساله اى است كه سربريده و بريان و پخته باشند . بارى وقتى جناب ابراهيم عليه السّلام ديد كه آنان به طعام دست دراز نمىكنند بيمناك شد ، آنان حس كرده و گفتند : مترس كه ما فرستاده خدا به قوم لوط مىباشيم ، در آن حال همسر ابراهيم ( ساره ) ايستاده بود كه متبسّم گرديد ، پس ما آن زن را به فرزندى به نام اسحاق و سپس به يعقوب بشارت داديم . آن زن خنديد يعنى از كلام ايشان تعجّب كرد سپس گفت : آيا مىشود از من با آنكه پير سالخورده‌ام و شوهرم نيز مردى پير و فرتوت است فرزندى پديد آيد ، اين چيزى شگفت انگيز است ! ! ؟ فرشتگان به او گفتند : آيا از كار خدا تعجّب مىكنى ، رحمت و بركات خدا مخصوص شما اهل بيت رسالت است ، او خدايى ستوده و بزرگوار مىباشد . حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : وقتى فرشتگان به ابراهيم بشارت اسحاق را داده و